شرح 10 دقیقه ای صفحات قرآن کریم

شرح صفحه 89 قرآن کریم

أنعمت علیهم کیانند؟ (شرح صفحه 89 قرآن کریم)

شرح صفحه 89 قرآن کریم، سوره نساء آیات 74-66 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به سراغ کتاب خالق آمدیم؛

بین «زبیر بن عوام» و مردی انصاری بر سر آبیاری نخلستان‌ها اختلافی پیش آمده بود. موقعیت نخلستان‌ها اینگونه بود که یکی سمت راست یا بالا دست نهر آب و دیگری پایین‌دست آن قرار داشت. اختلاف را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بردند. پیامبر هم بر اساس سوابقی که وجود داشت و هم بر اساس رسم آن دوره و اینکه کدام نخلستان ترجیح پیدا می‌کند، به نفع زبیر قضاوت کردند. آن مرد انصاری هم بر سر زبان‌ها انداخت که پیامبر پارتی‌بازی کرده و به نفع پسرعموی خود حکم کرده است.

آیه نازل شد که «شما به خدا ایمان ندارید مگر اینکه تسلیم احکام پیامبر باشید، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم معصوم است و داوری‌های او درست است». آیات این صفحه، به دنبال این آیه آمده است:

سوره نساءصفحۀ 89 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 74-66

آیۀ 66 : «وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ ۖ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا»

«وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ»، کسانی مانند این آقا که از قضاوت پیامبر ناراحت شد، چه حالی پیدا می‌کردند اگر در بین امت‌های قبل می‌بودند، امت‌هایی که به علت خلاف‌ها و خیانت‌هایی که کردند، از آسمان دستور آمد که خودتان را بکشید! «أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ» یا از سرزمینتان بیرون بروید! اگر این‌ها در آن روزگار بودند، چه کاری می‌کردند؟ «مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ» این چنین افرادی‌ که نسبت به یک داوری پیامبر، اینگونه قضاوت می‌کنند، حتماً تن نمی‌دادند مگر تعداد کمی از آن‌ها، «وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ» اما اگر اندرزهایی که به آن‌ها داده شده را انجام می‌دادند، «لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ» برای آن‌ها خوبتر و سودمندتر بود، «وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا» و برای تقویت آن‌ها بهتر بود.

اطاعت از پیامبر و اطاعت از خداوند، نفعی به حال پیامبر و خداوند ندارد؛ بلکه تمام نفع آن، به خود ما برمی‌گردد…

آیۀ 67 : «وَإِذًا لَآتَيْنَاهُمْ مِنْ لَدُنَّا أَجْرًا عَظِيمًا»

اینجاست که ما می‌دادیم به آن‌ها از طرف خودمان که خدا هستیم، پاداشی بزرگ را.

آیۀ 68 : «وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا»

و آن‌ها را به راه مستقیم هدایت می‌کردیم.

عبارت «صِرَاط مُسْتَقِيم» اولین‌بار در سورۀ حمد آمده که اولین برنامۀ این مجموعه (بر ساحل نور) بوده‌ است. ما این عبارت را هر صبح و شام در نمازهایمان تکرار می‌کنیم: «اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ» پروردگارا! همۀ ما را به راه مستقیم هدایت فرما. راه مستقیم چه راهی است؟ «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» راه آنان که نعمت ویژه و بزرگی به آن‌ها داده‌ای. همچنین در سورۀ حمد گفتیم که نمی‌دانیم آن‌ها چه کسانی هستند؛ ولی در آیۀ بعد، آن را تفسیر می‌کند. علامۀ طباطبایی –رضوان و رحمت خدا بر روح این بزرگوار– تفسیری به نام «تفسیر قرآن به قرآن» را ترویج کرد، به این معنا که با کمک آیاتی از قرآن، آیات دیگر تفسیر شوند.

آیۀ ۶۹ سورۀ نساء، آیۀ «صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» سوره حمد را تفسیر می‌کند. منظور از «أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» آنان که خداوند نعمت خاصی به آن‌ها داده تا در صراط مستقیم قرار بگیرند، چه کسانی هستند؟

می‌فرماید:

آیۀ 69 : «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا»

«وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ» و هرکس اطاعت کند از خداوند و پیامبر، «فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ» اینان همراه کسانی هستند که خداوند به آن‌ها نعمت ویژه مرحمت فرموده است. آن‌ها چه کسانی هستند؟ «مِنَ النَّبِيِّينَ» از جملۀ آن‌ها پیامبران، «وَالصِّدِّيقِينَ» و راستان، کسانی که هم زبانشان راست و هم عمل و رفتارشان درست است. «وَالشُّهَدَاءِ» و شهدا؛ شهدا هم به دو معناست: یکی به معنای کشته‌های میدان جنگ، و دیگری به معنای شخصیت‌های برجسته‌ای که گواه اعمال مردم هستند. «وَالصَّالِحِينَ» و افراد شایسته، «وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا» و چه رفیقان خوبی هستند.

پس در حقیقت، نمازگزار در هر نمازی می‌گوید: خدایا من می‌خواهم در راه انبیاء و در صراط شهیدان، صالحان و صدیقان باشم. هرچه این چهار گروه را بیشتر بشناسیم، نمازهای ما مایه‌دارتر و آگاهانه‌تر خواهد بود.

آیۀ 70 : «ذَٰلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ عَلِيمًا»

«ذَٰلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ» این لطفی از جانب خدا است. منظور چیست؟ اجر بزرگ و هدایتی که خداوند می‌فرماید، لطفی از جانب او است. «وَكَفَىٰ بِاللَّهِ عَلِيمًا» و کافیست که خداوند آگاه است به همه.

آیۀ 71 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعًا»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید! ای مؤمنان! «خُذُوا حِذْرَكُمْ» برای مقابله با دشمن مهیا باشید. از هر نظر –مادی، معنوی، اقتصادی و فرهنگی– مهیا باشید. دشمن، تسلیحات و اهداف او را بشناسید، بدانید دشمن به دنبال چیست و خودتان را مهیا نگه دارید.

«فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انْفِرُوا جَمِيعًا»، یا به صورت دسته دسته –«ثُبَات» یعنی دسته دسته– و یا به صورت جمعی حرکت کنید به سمت دشمن. ممکن است تاکتیک‌های شما متفاوت باشد به عنوان مثال جنگ‌های منظم یا جنگ‌های نامنظم، ممکن است گاهی جمعیت شما کم باشد، ولی همیشه باید مهیا باشید و به دشمن فکر کنید که مبادا از جانب او ضربه بخورید.

آیۀ 72 : «وَإِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيدًا»

«وَإِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ» کسانی در جمع شما هستند -منظور منافقین است- که این افراد هم خودشان کُند حرکت می‌کنند و هم دیگران را به سستی و کُندی تشویق می‌کنند. «فَإِنْ أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ» اگر شکستی برای شما پیش بیاید، کشته‌ای بدهید، «قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيدًا» می‌گویند: چقدر خوب شد ما به جبهه نرفتیم و کشته نشدیم. چنین کسانی در بین مسلمان‌ها وجود دارند. خطاب آیه به مؤمنین، ولی دربارۀ منافقین است. منافقین یعنی کسانی که در جامعه رفت‌وآمد می‌کردند ولی به عنوان مسلمان قلمداد می‌شدند. چنین کسانی هم بوده‌اند و هم الان وجود دارند.

آیۀ 73 : «وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا»

«وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ» اگر لطفی از جانب خدا به شما برسد، پیروزی برای شما پیش بیاید، «لَيَقُولَنَّ» حتماً اینگونه می‌گویند که «كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ» انگار نه انگار که بین آن‌ها و شما دوستی وجود داشته است. می‌گویند: «يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ» ای کاش ما هم با رزمندگان در جبهه می‌بودیم. آن‌ها حقه‌باز و دو چهره هستند؛ اگر در جبهه شکست پیش بیاید، می‌گویند: چقدر خوب شد که ما نبودیم و اگر پیروزی پیش بیاید، خودشان را به آن راه می‌زنند که ای کاش ما هم در کربلا و با امام حسین بودیم، ای کاش در جبهه‌ها و با پیامبر بودیم «فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا» و به یک رستگاری بزرگ می‌رسیدیم.

آیۀ 74 : «فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ ۚ وَمَنْ يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا»

«فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» باید پیکار کنند در راه خدا؛ «الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ» یکی از موانع بزرگ جهاد، دنیاطلبی و دنیاخواهی است. چه کسانی در راه خدا پیکار می‌کنند؟ آنان که می‌فروشند زندگی دنیا را به عوض آخرت، «وَمَنْ يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» و هر کس پیکار کند در راه خدا، «فَيُقْتَلْ» و کشته شود، «أَوْ يَغْلِبْ» یا پیروز گردد، «فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا» در آینده به او پاداشی بزرگ خواهیم داد.

چه شهدایی که جان باختند و چه عزیزان و رزمندگانی که پیروزمندانه به وطن بازگشتند…

(شرح صفحه 89 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 88 قرآن کریم

حکومت و قضاوت از آن پیامبران نه طاغوت‌ها (شرح صفحه 88 قرآن کریم)

شرح صفحه 88  قرآن کریم، سوره نساء آیات 65-60 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

 

دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

بین یک یهودی و یک منافقِ مسلمان، اختلافی پیش آمده بود. تصمیم گرفتند که داوری انتخاب کنند. مرد یهودی گفت: ما پیامبرِ شما را به صداقت و داوری قبول داریم. اما منافقِ مسلمان، یکی از بزرگان یهودی به نام «کعب بن اشرف» را به عنوان داور انتخاب کرد؛ چون احساس می‌کرد که می‌تواند او را با رشوه بخرد. ببینید که کار انسان به کجا کشیده می‌شود…

یهودی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را قبول می‌کند ولی مسلمان به آغوش یهودی‌ها می‌رود…

اینگونه بود که این آیه نازل شد:

سوره نساءصفحۀ 88 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 65-60

آیۀ 60 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا»

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ» آیا ندیدی کسانی را که می‌پندارند ایمان آورده‌اند به آنچه بر تو نازل شده (قرآن) و آنچه بر پیامبران قبلی نازل شده (انجیل و تورات)، اما در عمل «يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ» می‌خواهند اختلافات خودشان را ببرند به نزد طاغوت، تا او داوری کند، «وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ» در حالی که مأموریت یافته‌اند کفر بورزند به طاغوت‌ها و به انسان‌های سرکش! داور باید عادل باشد. «وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا»، این آیه‌ای است که طاغوت و شیطان بر هم منطبق شده است. امام خمینی می‌فرمود: آمریکا شیطان بزرگ است. مسلمان‌ها مأموریت دارند که از طاغوت اجتناب کنند. بعد در پایان به جای کلمۀ «طاغوت» کلمۀ «شیطان» را قرار داده است. «شیطان می‌خواهد گمراه کند آن‌ها را در یک مسیر گمراهیِ عمیق».

آیۀ 61 : «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا»

«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ» هنگامی‌ که به آن‌ها گفته می‌شود: بیایید به سوی چیزی که خدا نازل فرموده، «وَإِلَى الرَّسُولِ» بیایید به پیام‌های پیامبر توجه کنید، «رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا» منافقین را می‌بینی که مُصرانه می‌خواهند راه دعوت پیامبر را ببندند. منافقین در بین مسلمان‌ها هستند و در کوچه، خیابان و در مسجد با هم رفت و آمد می‌کنند، شناسنامۀ مسلمانی دارند، اما برای تخریب اسلام و تضعیف پیامبر صلی الله علیه و آیه و سلم فعالیت می‌کنند. منافقین نه فقط در زمان‌های قدیم، بلکه در همۀ روزگاران وجود دارند. پس لازم است که مسلمان‌ها هوشیاری خود را حفظ کنند.

آیۀ 62 : «فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا»

«فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ» این منافقینی که اینگونه توصیف کردیم، حالشان چگونه است وقتی حادثه‌ای تلخ به خاطر عملکرد بد خودشان، برایشان پیش می‌آید، «ثُمَّ جَاءُوكَ» می‌آیند پیش شما توِ پیامبر، این‌هایی که در کار پیامبر کارشکنی می‌کردند تا مشکلی برایشان پیش آمد نزد تو پیامبر می‌آیند، «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ» به خدا سوگند می‌خورند، «إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا» ما جز حُسن نیت قصدی نداشتیم. درست است به دنبال داوری یک یهودی رفتیم، ولی می‌خواستیم شما به زحمت نیافتید. ما حُسن‌نیت داشتیم. ما به دنبال توفیق و تسهیل در کارها بودیم. آن‌ها به جای اینکه عذرخواهی کنند، خطاهایشان را توجیه می‌کردند…

آیۀ 63 : «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغًا»

«أُولَٰئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ» اینها کسانی هستند که خداوند از دل‌های آن‌ها آگاه است. خداوند نیت و قصد آن‌ها را می‌داند. «فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ» ای پیامبر! از مجازات آن‌ها صرف نظر کن، «وَعِظْهُمْ» و آن‌ها را اندرز بده. پیامدهای کارهایشان را برای ایشان توضیح بده و نصیحتشان کن. «وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغًا» با سخن رسا برایشان توضیح بده که کارشان درست نیست. خداوند در قرآن دربارۀ سخن گفتن به ما رهنمودهای زیادی داده است: «قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً» سخن مستند بگویید، با دلیل حرف بزنید، با محبت، با احترام و نرم سخن بگویید تا در دل انسان‌ها نفوذ کنید. خداوند حتی دربارۀ منافقین به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید «بلِیغ» سخن بگو. تا منافقین بفهمند قصه از چه قرار است و راهشان اشتباه است.

آیۀ 64 : «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا»

«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ» و ما نفرستادیم پیامبری را مگر این که به فرمان خدا باید مورد اطاعت قرار بگیرد. اطاعت از پیامبر، اطاعت از خداست. خداوند که آغاز و انجام ما، آفرینش و رزق و روزی ما به دست اوست، فرموده که از پیامبر اطاعت کنید. فرمانبری ما از پیامبر به خاطر دستور خداست. «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ»، إن‌شاءالله هم این بیماری کرونا ریشه‌کن شود و هم موانع راه برطرف شود تا رفت و آمد عاشقان بیت‌الله الحرام به مکه و مدینه تسهیل شود و به زودی زود قسمت همۀ علاقه‌مندان شود. وقتی در پیشگاه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می‌ایستیم و زیارتنامه می‌خوانیم، به آیۀ زیر می‌رسیم.

با هم بخوانیم:

«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» وقتی این آدم‌ها به خودشان ظلم –با نافرمانی از پیامبر– کردند، نه تنها به پیامبر آسیبی نرسید بلکه به خودشان ظلم کردند، «جَاءُوكَ»، ای پیامبر! یک چنین آدم‌هایی اگر پیش تو بیایند، «فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ» از خداوند طلب مغفرت کنند، «وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ» و پیامبر هم برای آن‌ها استغفار کند، «لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا» حتماً می‌یابند پروردگار را توبه پذیر مهربان…

از این آیه معلوم می‌شود که «توسل» یک حقیقتی قرآنی است. «توسل» به معنای این است که پیامبر برای گنهکاران وساطت و استغفار کند. مانند قصۀ حضرت یعقوب علیه السلام و فرزندانش؛ هنگامی که فرزندان حضرت یعقوب به پدرشان گفتند: پدر جان! تو برای ما در پیشگاه خدا استغفار کن. پدر هم به ایشان قول داد. این که ما می‌گوییم «یا حسین بن علی» و «یا امام رضا» شما برای ما در پیشگاه خداوند مغفرت بخواهید، یک حقیقت قرآنی است.

آیۀ 65 : «فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»

«فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ» قسم به پروردگارت، ایمان ندارند «حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ» حتی اینکه وقتی‌ تو داوری می‌کنی در اختلافات بین آن‌ها، بپذیرند آن داوری را، «ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ» علاوه بر این که می‌پذیرند، در دلشان هم ذره‌ای دلخوری و رنجیدگی از قضاوت تو وجود نداشته باشد. این‌ها مؤمن «وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» و کاملاً تسلیم داوری‌های تو باشند.

مفسران از این آیات برداشت کرده‌اند معصومیت پیامبر را. معلوم می‌شود داوری‌های پیامبر، احکام پیامبر، صد در صد درست است که خداوند به مسلمان‌ها می‌فرماید: اطاعت دربست داشته باشید.

از خداوند می‌خواهیم که فهم و شیرینی آیات خود را و همچنین عمل به رهنمودهای قرآن را به همۀ ما مرحمت بفرمایید.

انشالله…

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 87 قرآن کریم

کینه‌توزی یهود نسبت به مؤمنان (شرح صفحه 87 قرآن کریم)

شرح صفحه 87 قرآن کریم، سوره نساء آیات 59-52 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

 دانلود فایل صوتی (صفحه 87 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

حدود ۷۰ نفر از یهودیان، بعد از جنگ اُحد به مکه آمدند. رهبرشان، «کعب بن اشرف»، به خانۀ ابوسفیان رفت و سایر یهودیان هم به خانۀ مشرکان رفتند. آن‌ها ائتلاف کردند تا با اسلام و مسلمین مبارزه کنند. در همانجا نقشۀ قتل پیغمبر را کشیدند و تفاهم‌نامه‌ای هم امضا کردند.

چرا یهودیان و مسیحیانی که خدا و پیامبرِ او را قبول داشتند، به این راه کشیده شدند؟ یهودیان تا جایی پیش رفتند که حاضر شدند برای جلب نظر مشرکین در برابر بت‌های آن‌ها سجده کنند…

چرا انسان تا این حد سقوط می‌کند؟

سوره نساءصفحۀ 87 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 59-52

آیۀ 52 : «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ ۖ وَمَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا»

«أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ» اینان کسانی هستند که خدا لعنت کرده آن‌ها را…

چرا در زیارتنامه‌ها تکرار لعنت داریم؟ به خاطر اینکه ظلمی بالاتر از ظلم فرهنگی نیست، اینکه کسی مانع هدایت انسان‌ها بشود. ظلم فرهنگی…

اگر یهودیان انصاف داشتند، با شناختن پیامبر اسلام و آیات قرآن که از آسمان آمده است، از آن‌ها اطاعت می‌کردند. اگر یهودیان به اطاعت تن می‌دادند، الان وضعیت جهان متفاوت بود. یهودیانی که حاضر شدند با مشرکان در برابر مسلمان‌ها ائتلاف کنند، «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ» این‌ها را خداوند لعن می‌کند، از رحمت خودش دور می‌کند؛ «وَمَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا» و هر که را خدا نفرین کند، از رحمتش دور کند، دیگر یار یاوری نمی‌یابد…

آیۀ 53 : «أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لَا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا»

«أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ» یهودیانی که به تازگی آمده‌اند و زیاد هم صحبت می‌کنند، مگر ملک‌داری و فرمانروایی داشتند؟ مگر اختیارات داشتند؟ «فَإِذًا لَا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا» حتی اگر بر فرض اقتداری هم داشتند به کسی رحم نمی‌کردند. آن‌ها انحصارطلب بودند و حاضر نبودند ذره‌ای انعطاف نشان دهند. این را تجربۀ تاریخ دربارۀ یهودیان نشان می‌دهد. پس اولاً قدرتی نداشتند، اگر هم بر فرض قدرتی ‌داشتند آن را به کسی نمی‌دادند.

آیۀ 54 : «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۖ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا»

«أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»، یا اصلاً حکایت چیز دیگری است. یهودیانی که قرآن را قبول نکردند، و پیامبر اسلام را علی‌رغم اینکه –بنا بر فرمودۀ قرآن همانند فرزندان خود– کاملاً می‌شناختند، ولی تسلیم نشدند؛ آیا این افراد به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، به اجدادشان و به حضرت اسماعیل علیه السلام حسادت می‌ورزیدند؟ آن‌ها بین اسحاق و اسماعیل قصه‌ای ساختند که ریشه‌اش حسادت بود. در زمان ائمۀ معصومین هم ما می‌بینیم که راز بسیاری از مخالفت‌هایی که بنی‌امیه، بنی‌مروان و بنی‌عباس با اهل بیت پیغمبر داشتند، حسادت، «بغیاً»، بوده است، در این آیه هم به «أَمْ يَحْسُدُونَ» اشاره شده است…

«أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» این‌ها به موقعیتی که خداوند از روی لطف خود به کسانی داده است، حسادت می‌ورزند. «فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» ما به خاندان ابراهیم، کتاب و حکمت دادیم، «وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا» و به آن‌ها فرمانروایی بزرگ دادیم. ما که خدا هستیم داده‌ایم، تو دیگر چرا حسادت می‌ورزی؟! بیا تسلیم شو و انعطاف نشان بده. قرآن می‌فرماید: حسادت نورزید، به لطفی که خداوند از روی حکمتش به کسی داده، غبطه نخورید و حسادت نورزید. به حال دیگران حسادت نخورید که آن حسرت به خشم و دشمنی تبدیل می‌شود. ما نباید مانند یهودی‌های صدر اسلام، آرزوی نابودی بیگناهان را بکنیم.

آیۀ 55 : «فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ ۚ وَكَفَىٰ بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا»

«فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ» بعضی از آن‌ها ایمان آوردند –به پیامبرانی که در خاندان ابراهیم علیه السلام از جانب خداوند معرفی شدند– و بعضی جلوی راه آن‌ها را گرفتند. «وَكَفَىٰ بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا» جهنم آتش سوزان ایست که کافی است برای تبهکاران و مجرمان…

آیۀ 56 : «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا»

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا» آنان که آیات ما را انکار کردند، «سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا» به زودی در آتش می‌سوزانیم آن‌ها را، «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ» پوست آن‌ها که در آن آتش سوخت، «بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا» پوست‌های جدیدی می‌رویانیم. وقتی آتش، پوست را می‌سوزاند، بسیار درد دارد. ولی به استخوان که رسید آن درد کاهش پیدا می‌کند. خداوند برای اینکه آن درد جهنمی‌ها کاهش پیدا نکند، پوست‌های جدیدی روی آن استخوان‌ها می‌رویاند که همچنان در حال عذاب کشیدن باشند. چرا؟ این کیفر جرمی بود که در دنیا مرتکب، و مانع هدایت و سعادت بندگان خدا شدند.

«لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ» باید بچشند عذاب را، «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا» خداوند مقتدر و حکیم است. عذاب خدا با حکمت است، رحمت خدا با حکمت است.

آیۀ 57 : «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۖ لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ ۖ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا»

به قرینۀ تبهکاران، صالحان را نام می‌برد:

«وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» آنان که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، «سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» به زودی وارد می‌کنیم آن‌ها را به بهشت‌هایی که از زیر درختانش نهرها جاری است. این تعبیر در قرآن ۳۵ بار آمده است. آدم‌ها سرسبزی و خرمی را دوست دارند؛ منتها اگر همراه با آب باشد. «خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا» اقامتشان موقتی و موسمی نیست بلکه برای همیشه و ابد در بهشت خواهند بود. «لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ» برای آن‌ها همسرانی پاکیزه، «وَنُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا» یک نوع خنکی و یک سایۀ ویژه‌ای که فرحبخش باشد، ما برای مؤمنان صالح در بهشت مهیا می‌کنیم.

آیۀ 58 : «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا»

«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا» خداوند فرمان داده که امانت‌ها را به اهل آن بسپارید. امام معصوم در تفسیر این آیه فرموده: یعنی در جامعۀ اسلامی، پست‌ها را به افراد شایسته بسپارید. حتی اگر کسی خود را شایسته نمی‌داند، قبول نکند و تن ندهد؛ چرا که پذیرش آن پُست توسط افراد ناشایست، یک نوع خیانت است. تقسیم و واگذاری پست‌ها را امانت بدانیم. امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه به کارگزار خود می‌فرماید: این استانداری یک لقمه نیست، بلکه امانتی است به گردن ما که باید حقش را درست ادا کنیم.

«وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ» و خداوند فرمان داده وقتی داوری می‌‌کنید بین مردم، به عدل داوری کنید. حُبّ و بغض را کنار بگذارید و عادلانه از ظلم فاصله بگیرید. «إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ» خداوند خوب پندی به شما می‌دهد. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا»؛ در داوری خیلی دقت کنید. دو پسر کوچک، نمونۀ خط خود را پیش امام حسن مجتبی علیه السلام که کودک خردسالی بود، آوردند تا ایشان داوری کند. امیرالمؤمنین علیه السلام تا این منظره را دیدند، فرمودند: حسنم! عزیزم! پسرم! مواظب باش که الان به هر شکلی داوری کنی باید در قیامت جواب بدهی. الان صحبت داوری یک بچه درباره دو دستخط است، اما وقتی بذر ایمان در دل آن کودک کاشته می‌شود، همیشه یادش می‌ماند که باید در داوری‌ها دقت کند و ظلمی پیش نیاید.

به عدل داوری کنید و بدانید که خداوند شنوا و بینا است. حرف‌ها را می‌شنود و کارها را می‌بیند.

آیۀ 59 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا اطاعت کنید، چرا؟ چون آفریدگار ، رازق، حیات‌بخش و دوستدار شماست. «وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ» و از رسول اطاعت کنید. چرا؟ چون فرستادۀ خداست. «وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» و از صاحبان امر و فرمان اطاعت کنید. چرا؟ منظور کدام «أُولِي الْأَمْرِ» است؟ یعنی هر کسی که قدرت داشت و صاحب فرمان بود؟ نه…

در تفسیر این آیه، شیعه بابقیۀ فِرَق متفاوت است. شیعه می‌گوید: در این آیه «أُولِي الْأَمْرِ» از جنس خدا و رسول است، یعنی باید معصوم –دوازده امام– باشد و به هر کسی گفته نمی‌شود. حتی ولی فقیه را «نائب أُولِي الْأَمْرِ» می‌دانیم و «أُولِي الْأَمْرِ» خطاب نمی‌کنیم. اگر «أُولِي الْأَمْرِ» خطا و اشتباهی در کارش بود، خداوند در اینجا یک قید می‌گذاشت؛ همانطور که در مورد پدر و مادر می‌فرماید: «فان جاهداک ان تشرک بی شیئاً» اگر پدر و مادر خواستند شریک برای من قائل شوند «فلاتطعهما»، اینجا یک قید زده است. پس اگر «أُولِي الْأَمْرِ» هم مثل پدر و مادر بود، خداوند قیدی می‌زد، ولی مانند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و تمام فرمان‌های او لازم الاتباع است.

«فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ» مسلمان‌ها! مؤمنان! اگر در موضوع و مسئله‌ای اختلاف پیدا کردید، «فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ» مراجعه کنید به الله، چگونه؟ از طریق کتاب او. «وَالرَّسُولِ» و مراجعه کنید به پیامبر، «إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ» اگر به خدا و جهان آخرت ایمان دارید، «ذَٰلِكَ خَيْرٌ» این رویه خوب است «وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» و این خوش فرجام و دارای عاقبت خوبی است. اطاعت از خدا، اطاعت از رسول و اطاعت از «أُولِي الْأَمْرِ» عاقبت خوبی دارد. (صفحه 87 قرآن کریم)

این آیه یکی از استنادات شیعه برای معصومین است.

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 86 قرآن کریم

ضرورت دشمن شناسی (شرح صفحه 86 قرآن کریم)

شرح صفحه 86 قرآن کریم، سوره نساء آیات 51-45 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی (صفحۀ 86 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده‌اند:«زیرک‌ترین شما دشمن شناس‌ترین شماست». مسلمان‌ها می‌دانستند که یهودی‌ها و مسیحی‌ها پیامبر و کتاب داشتند. مسیحی‌ها و یهودی‌ها به سختی قانع شدند که به جنگ مسلمان‌ها بیایند، برخلاف جنگ با مشرکین و رومیان…

اولین آیۀ این صفحه می‌فرماید:

 

سوره نساءصفحۀ 86 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 51-45

آیۀ 45 : «وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِيرًا»

«وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ» خداوند داناتر است به دشمنان شما. دقت کنیدکه یهودی‌ها در کمین شما هستند و برای شما توطئه می‌کنند. «وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِيرًا» اما از دشمن نترسید. خداوند سرپرست بزرگی است. خداوند یاری دهندۀ بزرگی است. خداوند برای شما کافی است، ولی شما بصیرت لازم دارید.

آیۀ 46 : «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَٰكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا»

«مِنَ الَّذِينَ هَادُوا» جمعی از یهودیان، «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ» کلام خدا را جابجا می‌کنند. این یک نوع دشمنی و جنگ با دین خدا است. به جای اینکه بگویند: «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» ما شنیدیم و اطاعت می‌کنیم، می‌گفتند: «سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا» شنیدیم و گوش نمی‌دهیم، ما همینیم که هستیم! «وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ»، در زبان فارسی هم می‌گوییم «بشنو که هرگز نخواهی شنید»، کسی که می‌خواهد لجاجت و لجبازی کند و انعطافی نشان ندهد، این عبارت را به کار می‌برد. پذیرش قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، برای یهودیان سخت بود.

«وَرَاعِنَا»، کلمۀ راعنا کلمه‌ای با چند معنی است. یهودیان از این کلمه سوء استفاده می‌کردند. «رَاعِنَا» یعنی «به ما نگاه کن، به ما توجه کن». یک معنای دیگر آن «ما را تحمیق کن، احمق به حساب بیاور». یهودی‌ها از این کلمه سوء استفاده می‌کردند و در جامعۀ اسلامی شایعه ایجاد می‌کردند که مسلمان‌ها به پیامبرشان می‌گویند: «رَاعِنَا»! ما را احمق کن. دشمنی‌های یهودی‌ها به شکل این اقدامات ضد فرهنگی بروز می‌کرد.

«لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ» می‌پیچاندند با زبان خودشان. «وَطَعْنًا فِي الدِّينِ» و در مسائل دینی طعنه می‌زدند. «وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» اما اگر دین خدا را جابجا و تحریف نمی‌کردند و به راحتی می‌گفتند: شنیدیم کلام خدا را و اطاعت کردیم، «وَاسْمَعْ» پروردگارا! تو هم سخن ما را بشنو، «وَانْظُرْنَا» پروردگارا! به ما مهلت بده، «لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ» خوب این خیلی بهتر بود برایشان، «وَأَقْوَمَ» و استوارتر. «وَلَٰكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ» اما خداوند آن‌ها را محروم کرد از لطف خودش به خاطر انکار و کفرشان. «فَلَا يُؤْمِنُونَ» ایمان نیاوردند –بی‌انصاف‌ها– به اسلام، قرآن و به پیامبر اسلام، «إِلَّا قَلِيلًا» مگر یک تعداد کمی…

آیۀ 47 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ» ای کسانی که به آن‌ها کتاب داده شده، مخاطب مسیحی‌ها و یهودی‌ها هستند. «آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا» به قرآنی که ما نازل کرده‌ایم، ایمان بیاورید. «مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ»، قرآن مقابل تورات و انجیل نیست بلکه کامل کنندۀ آن معارف است. هر کتاب آسمانی کامل‌تر از کتاب‌های آسمانی قبل از خود است و در مقابل کتاب قبلی نیست. ایمان بیاورید، «مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا» قبل از اینکه محو کنیم صورت‌هایی را، «فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا» برگردانیم به عقب، نابود کنیم آن‌ها را، ما خدا هستیم. قدرت داریم. سنت ما بر این است کسانی که سرکشی می‌کنند و استکبار می‌ورزند –در رأسشان هم ابلیس است–، را نابود می‌کنیم. «أَوْ نَلْعَنَهُمْ» یا محروم می‌کنیم آن‌ها را از رحمت خودمان، «كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ» همانگونه که بندرنشینانی به نام «أَصْحَابَ السَّبْتِ»که قصۀ آن‌ها بر سر زبان‌ها افتاده است، محروم کردیم. «السَّبْتِ» به معنای «روز شنبه» است. به آن جمعیتی که در بندر زندگی می‌کردند، امر شده بود که شنبه‌ها کار نکنند. بلکه باید عبادت و دید و بازدید می‌کردند، به نظافت می‌پرداختند، دینشان را یاد می‌گرفتند. اما خداوند اراده کرد که آن‌ها را امتحان کند –داستان آن را در سورۀ مبارکۀ بقره بیان کردیم– .آن‌ها هم که می‌دیدند ماهی‌های زیادی در روزهای شنبه کنار ساحل می‌آیند، به طمع افتادند و با ساخت حوضچه‌هایی در کنار ساحل، یک کلاه شرعی درست کردند. آن‌ها به ظاهر از قانون خدا اطاعت کردند، ولی در باطن به دنبال منافع خودشان بودند، خداوند هم آن‌ها را به بوزینه تبدیل و از رحمت خود دور کرد. در اینجا خداوند تهدید می‌کند «كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ»، همان قهر و غذابی که برای اصحاب سّبت فرستاد، برای شما هم می‌فرستد. «وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا» کار خدا شدنی و حتمی است.

آیۀ 48 : «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِيمًا»

«إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ» خداوند اگر کسی به او شرک بورزد، این گناه را نمی‌بخشد. «وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ» اما کوچکتر و پایین‌تر از شرک را برای هر کسی که بخواهد و حکمتش اقتضا کند، می‌بخشد. امیرالمؤمنین علیه السلام در حدیثی فرمودند: «آیه‌ای در قرآن امید بخش‌تر از این آیه ندیدم، که خداوند وعده داده همۀ گناهان را به جز شرک می‌آمرزد».

پس گناه شرک چه می‌شود؟ اگر کسی توبه کند، مشرک توبه کند، آغوش رحمت خداوند به روی او باز است. بقیۀ گناهان بدون توبه و تنها با رحمت خداوند بخشیده می‌شود، البته این یک وعدۀ قیددار است. یعنی برای کسانی که خدا بخواهد. آیا ما هم جزء کسانی هستیم که خداوند می‌خواهد؟ این یک قید و شرطی است که دل ما را می‌لرزاند… «وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِيمًا» و هر کس برای خدای بزرگ شریک قائل شود، دروغ بزرگی به خدا بسته است.

آیۀ بعد:

دربارۀ یهودیان و یا مسیحیانی است که خودستایی می‌کردند و می‌گفتند: نژاد ما از بقیۀ نژادها بهتر است، ما به جهنم نمی‌رویم و حتماً اهل بهشت هستیم، ما دوستان خاص خداوند هستیم. آیه اینگونه پاسخ می‌دهد:

آیۀ 49 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ ۚ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا»

«أَلَمْ تَرَ»، همان طور که در قبل اشاره شد این کلمه ۳۱ بار در قرآن آمده است. آیا ندیدی؟ یعنی برو ببین، آیا نشنیدی؟ یعنی برو بشنو، آیا نخواندی؟ یعنی برو این قصه را بخوان. قصۀ کسانی که «الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ» تعریف خودشان را می‌کردند، خودستایی می‌کردند، ستایش‌هایی که ناروا و دروغ بود. «بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ» درست آن این است هر که را خدا بخواهد، او را ستایش می‌کند. ستایش‌های خداوند جای حرف دارد و قابل قبول است. اینطور نباشد که من سر خود، یک کمالی را برای خودم در نظر بگیرم، ببافم و بعد بگویم من به این کمال اشتهار دارم. «وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا» خداوند هم ذره‌ای، به اندازۀ کمترین چیزی هم ظلم نمی‌کند.

آیۀ 50 : «انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ ۖ وَكَفَىٰ بِهِ إِثْمًا مُبِينًا»

«انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ» نگاه کن این یهودی‌ها هم به خدا دروغ می‌بندند. کمالات خودشان را می‌شمارند و می‌گویند خداوند این‌ها را گفته است. در کجای تورات و انجیل گفته شده؟ «وَكَفَىٰ بِهِ إِثْمًا مُبِينًا» کافیست برای این تهمت‌ها و این افتراها که گناهی آشکار باشد.

بعد از جنگ اُحد، حدود ۷۰ نفر از یهودیان به مکه آمدند. رئیس این گروه، «کعب بن اشرف»، به خانۀ ابوسفیان رفت و بقیه هم به خانه‌های دیگر مکه رفتند. به مدت یک هفته در مکه ماندند. یهودیان به مشرکین گفتند: بیاییم هم پیمان شویم تا پیامبر اسلام و مسلمان‌ها را مُزمحل کنیم. مشرکین گفتند: شما اهل کتاب هستید. مسلمان‌ها هم اهل کتاب هستند، به نظر ما، شما می‌خواهید با مسلمان‌ها همدست شوید تا ما را نابود کنید… یهودیان این ادعا را رد کردند. سپس مشرکین به یهودیان گفتند: برای اثبات صداقتتان به دو بت ما، «جبت» و «طاغوت» سجده کنید. متأسفانه یهودی‌ها هم برای سرکوب کردن مسلمان‌ها به این کار تن دادند و در مقابل بت‌ها سجده کردند. در ادامه ابوسفیان از رهبر یهودیان پرسید: به نظر شما یهودی‌ها، ما بهتر هستیم یا مسلمان‌ها؟ «کعب بن اشرف» هم پاسخ داد: شما آیین‌تان را برای من توضیح دهید. ابوسفیان هم آیین خودشان را توضیح داد. سپس یهودیان گفتند: به نظر ما، آیین شما بهتر از آیین مسلمان‌ها است…

عزیزِ من، خواهرم! برادرم! گاهی انسان آنقدر بی‌انصاف می‌شود، آنقدر بی‌انصاف می‌شود، با اینکه حق را می‌شناسد ولی برای منافع و قدرت طلبی خود، روی آن پا می‌گذارد.

این آیه را با هم بخوانیم:

آیۀ 51 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا»

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ» آیا ندیدی کسانی را که دانشی از کتاب به آن‌ها داده شده بود، سواد داشتند، «يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ» ایمان آوردند به بت‌ها و به جبت، به طاغوت سجده کردند. «وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا» به کافران می‌گویند: «هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا» کافران هدایت یافته‌ترند از مؤمنان، کافران راهشان درست‌تر است از مؤمنان…

(شرح صفحه 86 قرآن کریم)

انسان گاهی به چنین باتلاقی گرفتار می‌شود. به خداوند پناه ببریم…

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 85 قرآن کریم

انگیزه در انفاق (شرح صفحه 85 قرآن کریم)

شرح صفحه 85 قرآن کریم، سوره نساء آیات 44-38 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی (صفحه 85 قرآن)

 


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

 

سلام و درود خدا بر میهمانان قرآن…

آخرین آیۀ صفحۀ قبل دربارۀ کسانی بود که بخل می‌ورزند و دیگران را هم به بخل ورزیدن توصیه می‌کنند. کسانی که به جمع مال و انباشتن دارایی خودشان، علاقه‌مندند.

اولین آیۀ این صفحه می‌فرماید:

 

صفحۀ 85 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 44-38

آیۀ 38 : «وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ ۗ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا»

«وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ» و آنان که انفاق می‌کنند دارایی خود را برای خودنمایی مردم؛ به این علت که مردم ببینند، «وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ» اما به خدا و جهان آخرت ایمان ندارند. در حدیثی بیان شده که در روز قیامت به ریاکار گفته می‌شود: «یا کافر»، «یا فاجر»، «یا ظالم»! چرا خدا را برای خلق او رها کردی؟! و کار خود را همراه با ریا انجام دادی؟! اکنون دستت خالی است! ریا نشانۀ این است که ما به خدا و آخرت ایمان نداریم…

«وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا» هر کس شیطان همنشین او شد، بد همنشینی را انتخاب کرده است؛ چون شیطان ما را به جمع مال تشویق می‌کند. «الشیطان یعدکم الفقر»، شیطان به ما نهیب می زند که اگر پول بدهی، اگر انفاق و کمک کنی، خودت فقیر خواهی شد، تو آینده داری… اما خدای رحمان می‌فرماید: صدقه، خمس و زکات بده، انفاق کن، من برکت می دهم و بلاها را از تو دور می‌کنم. اگر کسی همنشین شیطان شد، بد همنشینی را انتخاب کرده است…

 

آیۀ 39 : «وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيمًا»

«وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ» چه شد که چنین کسانی به خدا ایمان نمی‌آورند؟ چرا به جهان آخرت علاقه نشان نمی‌دهند؟ و برای آیندۀ خودشان فکری نمی‌کنند؟ «وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ» و از آنچه خدا روزی آن‌ها کرده، انفاق نمی‌کنند. دارایی‌های ما –فکر، سلامت و ارادۀ ما– از خودمان نیست، همه در دست خدا و لطف او است «هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي». چرا از آنچه خداوند روزیشان کرده، در راه خدا نمی‌دهند؟! «وَكَانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيمًا» و خداوند نسبت به مردم آگاه و دانا است. اینکه چه کسی بذل و بخشش می‌کند و چه کسی خست و بخل نشان می‌دهد…

 

آیۀ 40 : «إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ ۖ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا»

به دلیل آیات فراوانی که در قرآن وجود دارد، ما خداوند را «عادل» می‌دانیم. مانند این آیه که می‌فرماید: «خداوند به سنگینی ذره‌ای هم ظلم نمی‌کند». خداوند عادل است. «وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا» و اگر حسنه‌ای آورده شود، خداوند پاداش‌های چندین و چند برابر می‌دهد. «وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا» و از جانب خودش –به مُحسنین و منفقین– پاداشی بزرگ می‌دهد. حامی بندگانش است. هیچ چیزی از چشم خداوند پنهان نمی‌ماند…

 

آیۀ 41 : «فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰؤُلَاءِ شَهِيدًا»

«فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ»؛ افرادی که بخل می‌ورزند یا اگر انفاق کردند، برای خودنمایی انفاق می‌کنند، در روز قیامت چه حالی دارند؟ روز قیامتی که پیامبران گواهان امت‌ها هستند. «فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ» چه حالی دارند آن‌ها، هنگامی که ما برای هر جمعیتی گواهی می‌آوریم. «وَجِئْنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰؤُلَاءِ شَهِيدًا» و تو پیامبر اسلام را شاهد و گواه بر مسلمان‌ها می‌آوری. بر اساس آیات قرآن روز قیامت دادگاهی است که شاهدهایی از جمله خود خداوند و پیامبر دارد. اگر هم اکنون در دنیا شاهدی وجود داشته باشد، تن ما به لرزه می‌افتد که نکند این شاهد علیه ما حرفی بزند! دادگاه سختی در پیش داریم. زمین، زمان و وجدان ما شاهد هستند. اعضا و جوارح ما به سخن می‌آیند. حتی پیامبر و امامان معصوم شاهد هستند.

کسانی که بخل می‌ورزند، در روز قیامت چه حالی دارند؟ با وجود فقیران و جوان‌های گرفتار زیادی در جامعه، ولی آن‌ها مال و دارایی خودشان را انباشته می‌کنند و اینگونه دنیا را ترک می‌کنند…

 

آیۀ 42 : «يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّىٰ بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا»

«يَوْمَئِذٍ» در روز قیامت، «يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا» آرزو می‌کنند، حسرت می‌خورند کافران «وَعَصَوُا الرَّسُولَ» و آنان که سرپیچی کردند از فرمان پیامبر، آرزو می‌کنند: «لَوْ تُسَوَّىٰ بِهِمُ الْأَرْضُ» ای کاش با خاک یکسان می‌شدند، ای کاش محو می‌شدند و نبودند، که آن ذلت و سر به زیری، و آن شرمندگی را در پیشگاه ملت‌ها، همشهریان و دوستانشان در روز قیامت ببینند. «وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا» نمی‌توانند در مقابل این همه شاهد، سخنی را پنهان کنند.

 

آیۀ 43 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا ۚ وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید! «لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَىٰ»؛ «شراب» یکی از محرماتی است که خدای مهربان در چند مرحله آن را حرام کرد. اول آیه‌ای نازل شد که در شراب و قمار فایده‌ها و منافعی است. ولی ضررهایش بیشتر است. عاقل‌ها فهمیدند که این یک کد است و نباید شراب بخورند. مسلمان‌ها!، مؤمنان‌ها!، در حال مستی وقتی شراب خوردید، به نماز نزدیک نشوید. همچنین فهمیدند که این یک کد منفی است، نباید شراب بخورند. در پایان هم آیه‌ای نازل شد که «إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ…» قمار، شراب و قمارهایی که مرسوم بوده با بت‌ها انجام می‌دادند، نجس و آلوده است، پس دوری کنید. در این آیه می‌فرماید: در حال مستی به نماز نزدیک نشوید. چرا؟ «حَتَّىٰ تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ» تا آگاهانه نماز بخوانید. بدانید چه می‌گویید. معلوم است اسلام از ما نماز آگاهانه و عاشقانه می‌خواهد. خداوند از ما می‌خواهد که معنای ذکرهایی که در نماز بیان می‌کنیم را بفهمیم. شراب و یا هر چیز دیگری که ما را از آگاهی در نماز دور کند، ناپسند است. «وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ» ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به نماز نزدیک نشوید در حال جنابت، مگر اینکه مسافر باشید. مسافران که دسترسی به آب ندارند تا به آب برسند، «حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا» مگر اینکه غسل کنید. کسی که جنابت پیدا کرده، تنها با غسل می‌تواند دوباره به سمت نماز برود.

«وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ» اگر بیمار هستید و آب برایتان ضرر دارد، «أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ» یا در مسافرت هستید، برای وضو و یا برای غسل دسترسی به آب ندارید، «أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ»؛ «غائِطِ» یعنی گودال. در زمان‌های قدیم مرسوم بوده که برای دستشویی رفتن، گودال‌هایی حفر می‌کردند که دیگران آن‌ها را در آن حالت، نبینند. عرب، به آن گودال «غائِطِ» می‌گویند که امروزه به آن دستشویی می‌گویند.کسی که دستشویی رفته و هنوز وضو نگرفته است، نمی‌تواند به نماز نزدیک شود. «أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ» یا اگر شوهر با زن خود، زن با شوهر خود مباشرت و آمیزش داشتند، «فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً» و آب پیدا نمی‌کنید، در چنین حالاتی –که آب ضرر دارد یا دسترسی به آن ندارید-، «فَتَيَمَّمُوا» تیمم کنید، به چه چیزی؟ «صَعِيدًا» به پوستۀ زمین، و یا به سنگ، خاک، شن، «طَيِّبًا» باید پاکیزه باشد. چگونه تیمم کنیم؟ «فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ» پس از آنکه دست‌هایتان را به خاک زدید، به پیشانی‌هایتان بکِشید، «وَأَيْدِيكُمْ» و به روی دست‌هایتان بکِشید -طبق دستور تیمم که در رساله‌ها وجود دارد-. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا» حقیقت این است که خداوند بخشنده و آمرزنده است.

 

آیۀ 44 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ وَيُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ»

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ»؛ سی‌ویک ‌بار در قرآن کلمۀ «أَلَمْ تَرَ» آمده است: ندیدی؟ یعنی برو ببین!، نشنیدی؟ یعنی برو بشنو!، نخواندی؟ یعنی برو بخوان!

اسلام ما را به مطالعۀ تاریخ سفارش می‌کند. آیا نخواندی و ندیدی قصۀ کسانی –مسیحیان و یهودیانی که پیامبر داشتند- که کتاب داشتند؟! از کتابشان برای هدایت خود استفاده نکردند. به جای آن «يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ» گمراهی را خریدند، «وَيُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ» می‌خواهند علاوه بر اینکه خودشان گمراهی را انتخاب کردند، شما را هم از راه به بیراهه ببرند…

 

از خداوند می‌خواهیم شیرینی آیات کتاب خود را به ما بچشاند.

باور کنیم که باید در نقشۀ قرآن حرکت کنیم.(صفحه 85 قرآن)

 

خدانگهدار شما…

 

شرح صفحه 84 قرآن کریم

مدیریت خانواده (شرح صفحه 84 قرآن کریم)

شرح صفحه 84 قرآن کریم، سوره نساء آیات 37-34 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

این صفحه، با مدیریت خانواده آغاز می‌شود. انسان اجتماعی زندگی می‌کند. در اجتماع هم باید تقسیم کار باشد. باید مدیریت و رهبری وجود داشته باشد. خانواده با دو نفر یعنی زن و شوهر شکل می‌گیرد، سپس بچه‌ها، نوه‌ها، عروس‌ و داماد اضافه می‌شود.

حدیثی می‌فرماید: حتی اگر دو نفر هم به مسافرت می‌روید، باید یک نفر تصمیم‌گیرنده باشد و نفر دیگر، پیرو. این سبکی است که اسلام به ما آموزش داده است. مدیریت نظام خانواده با کیست؟

می‌فرماید:

 

سوره نساءصفحۀ 84 قرآن

سورۀ مبارکه نساء

آیات 37-34

آیۀ 34 : «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ ۚ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا»

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ» مردان سرپرستی زنان را برعهده دارند. چرا؟ «بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» به خاطر توانایی‌هایی که خدا در آن‎ها قرار داده است. بعضی را بر بعضی دیگر برتری داده است. یعنی خداوند برای مدیریت زندگی، توانایی‌هایی در مردان قرار داده است. «وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ» و به خاطر اینکه هزینۀ خانواده بر عهدۀ مردان است.

«فَالصَّالِحَاتُ» زنان شایسته؛ حالا زنان شایسته چه کسانی هستند؟ «قَانِتَاتٌ» زنان فرمان‌بر و متواضع، «حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ» زنانی که از آنچه خداوند لازم دانسته از شوهر حفظ کنند، حراست می‌کنند مانند اسرار شوهر، اموال شوهر و ناموس شوهر (یعنی خود آن زن). این‌ها بهترین زنان از نظر قرآن هستند. زنان شایسته…

«وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ»، خطاب به آن مردان است: اگر بیمناک شدید، ترسیدید که آن‌ها نافرمانی کنند، «فَعِظُوهُنَّ» آن‌ها را پند و اندرز بدهید، موعظه کنید. «وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ»، ولی اگر پند و اندرز و موعظه و نصیحت مؤثر نیفتاد، بستر خود را از آن‌ها جدا کنید. «وَاضْرِبُوهُنَّ» اگر آن هم مؤثر نیفتاد، از تنبیه بدنی استفاده کنید. ممکن است کسی بگوید چه بسا یک مردی مشکل نشوز و نافرمانی پیدا کند، او را چه کسی باید تنبیه ‌کند؟ این را قانون مشخص کرده، حاکم. مثل رئیس اداره است. رئیس اداره می‌تواند کارکنان خودش را بر اساس ضوابط تنبیه کند. ولی آن رئیس هم، یک رئیس بالاتری دارد. اگر تخلفی داشته باشد، حتماً به آن رسیدگی می‌شود. ولی در نظام خانواده، ادارۀ آن خانواده بر عهدۀ مرد است؛ خداوند این مسئولیت را از او خواسته است. البته مجوزی نیست که هر کاری بخواهد، انجام دهد، بلکه در چارچوبی که خداوند این مسئولیت را از او خواسته است، تقوا و عدالت را رعایت کند و رحم و انصاف داشته باشد.

«فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ» اما اگر اطاعت کردند از شما، «فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا» به آن‌ها ظلم نکنید. یک سلوک و رویۀ ظالمانه‌ای را پیش نگیرید. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا» بالا سر شما، خدای بزرگ است. خدای والا… اگر تخلف و ظلم کنید، در دنیا و در آخرت از خداوند سیلی می‌خورید…

آیۀ بعد دربارۀ دادگاه خانواده است. الان اگر اختلافاتی پیش بیاید، به قوۀ قضاییه و دادگاه خانواده می‌روند و فرم پر می‌کنند، قاضی و هزینه‌هایی وجود دارد. ولی پیشنهاد شگفت‌آور قرآن کریم محسنات زیادی دارد. می‌فرماید:

اگر ترسیدید اختلافی بین زن و شوهر پیش بیاید، یک داور از خانوادۀ مرد و یک داور از خانوادۀ زن گفتگو کنند. اگر قصدشان اصلاح باشد، خداوند هم کمک می‌کند تا در کوتاهترین زمان منجر به آشتی شود. این نوع دادگاه مزایایی دارد: اول اینکه قاضی‌ها شغلشان قضاوت است و نسبت به آن آقا و خانمی ‌که با هم اختلاف دارند، دلسوزی ندارند. اما دایی، عمو و پدربزرگ دلسوز هستند و می‌گویند این خانم یا آقا فرزند خواهرم یا فرزند برادرم و پارۀ تنم است. دوم اینکه هیچ آبروریزی در آن نیست، چرا که هیچ کسی از آن اطلاعی پیدا نمی‌کند. دایی، عمو و بزرگ خانواده محرم اسرار هستند. اما در دادگاه شخص مجبور می‌شود برای دفاع از خود، اسرار خانواده را برملا کند، آبرویزی کند که بعد به هیچ شکلی نمی‌شود آن را جمع و جور کرد. ولی در دادگاهی که خداوند پیشنهاد کرده، آبریزی و برملا کردن اسرار وجود ندارد. حتی هزینه‌ای هم ندارد چرا که آن دایی، آن عمو یک جعبه شیرینی می‌گیرد و در کوتاهترین فرصت، در زودترین زمان، صفا و صمیمیت ایجاد می‌شود.

آیۀ آن را بخوانیم: سورۀ نساء آیۀ 3۵، دادگاه خانوادۀ پیشنهادی قرآن:

آیۀ 35 : «وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا»

«وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا» اگر ترسیدید بین زن و شوهر جدایی در حال ایجاد باشد و یا شکافی ایجاد شده، «فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ» انتخاب کنید داوری را از خانوادۀ مرد، «وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا» و داوری از خانوادۀ زن. «إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا» اگر این داورها نیت قمه‌کشی و گردن‌کشی به نفع فرزند خودشان را نداشته باشند و اگر نیت اصلاح داشته باشند، «يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا» خداوند بین آن زن و شوهر آشتی ایجاد می‌کند. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا» حقیقت این است که خداوند دانا و باخبر است. از نیت‌ها و مقاصد شما آگاه است، نکند پنهان کاری و توطئه کنید!

آیۀ بعد ده دستور از فرمان‌های خداست. می‌فرماید:

آیۀ 36 : «وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا ۖ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا»

«وَاعْبُدُوا اللَّهَ» و خداوند را بپرستید، «وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا» و برای خدا شریک قائل نشوید. «وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا»، در کنار توحید، مسئلۀ والدین آمده است و به احسان و نیکی به والدین، پدر و مادر، اشاره می‌کند. «وَبِذِي الْقُرْبَىٰ» و احسان به خویشاوندان، «وَالْيَتَامَىٰ» و احسان و نیکی به یتیمان، «وَالْمَسَاكِينِ» و بیچارگان. به کسی که توان کارکردن، شغل و درآمدی ندارد، بیچاره می‌گویند. «وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَىٰ» و همسایگان نزدیک. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «آن قدر جبرئیل دربارۀ همسایه سفارش کرد که من احساس کردم، همسایه از همسایه ارث می‌برد». «وَالْجَارِ الْجُنُبِ» و همسایۀ دورتر. همسایه‌های دورتر هم حق دارند و باید رفت و آمد کنیم. «وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ» و دوستان صمیمی، «وَابْنِ السَّبِيلِ» و واماندگان در جاده‌ها، «وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ» زیردستان شما. «إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا» خداوند افراد متکبّر فخرفروش را دوست ندارد.

این‌ افراد چه کسانی هستند؟

آیۀ 37 : «الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۗ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا»

«الَّذِينَ يَبْخَلُونَ» کسانی که بخل می‌ورزند، کسانی که از مال، جان و فکرشان هیچ کمکی به دیگران نمی‌کنند. «وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ» هم خودشان بخیل هستند و هم دیگران را به بخل ورزیدن سفارش می‌کنند. «وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» داده‌های خدا را کتمان و انکار می‌کنند. خداوند به آن‌ها نعمت‌های زیادی داده است. به عنوان مثال شما که الحمدلله خانه، پول، سرمایه، بچه و سلامتی داری، چرا این همه انتقاد و بی‌رویه شکایت می‌کنی؟ داده‌های خداوند را به زبان بیاور. «وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا» و ما آماده کرده‌ایم برای کافران عذابی خوارکننده، رسوا کننده…

از خداوند می‌خواهیم که شیرینی آیات کتاب خود را به ما بچشاند، و ما زندگی را بر اساس برنامۀ خداوند تأسیس کنیم.

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 83 قرآن کریم

خداوند برای ما چه می‌خواهد؟ دیگران برای ما چه می‌خواهند؟ (شرح صفحه 83 قرآن کریم)

شرح صفحه 83 قرآن کریم، سوره نساء آیات 33-27 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن کریم راهنمای زندگی ما و شفابخش دردهای ما است.

صفحات قبل دربارۀ قیود و شرایط ازدواج، و اینکه ازدواج با چه کسانی مجاز و با چه کسانی حرام است، توضیحاتی بیان شد. بعضی ممکن است بگویند که چقدر خداوند قید و شرط گذاشته است…!

آیه جواب این حرف را می‌دهد:

می‌فرماید:

سوره نساءصفحۀ 83 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 33-27

آیۀ 27 : «وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا»

«وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ» خداوند با این قوانین و مقرّرات، می‌خواهد رحمتش را به شما برگرداند. «وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا» شهوت پرستان می‌خواهند شما را گمراه کنند، یک گمراهی بزرگ، ولی خداوند خواهان شماست. شما بندگان خدا هستید. او می‌خواهد شما را به سعادت برساند ولی دیگران می‌خواهند شما را منحرف کنند.

آیۀ 28 : «يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ ۚ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِيفًا»

«يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ» خداوند می‌خواهد به شما تخفیف بدهد. «وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِيفًا» شما توجه ندارید که انسان در برابر طوفان شهوات و غرائز، ضعیف است. او نمی‌تواند خود را کنترل کند، لذا باید قواعد و قوانینی وجود داشته باشد که خود را بدبخت و جهنمی نکند.

از آیۀ بعد وارد مسائل مالی می‌شویم:

آیۀ 29 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ ۚ وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید! «لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ» اموالتان را بین خودتان، به ناحق نخورید. جابه‌جا شدن پول، مثل مسائل خانواده، قواعد و قوانینی دارد. «إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ» مگر اینکه آن دارایی، درآمدِ یک تجارتی که با تفاهم صورت گرفته است، باشد. این آیه زیربنای ده‌ها و ده‌ها و ده‌ها مسئلۀ فقهی در اسلام است. چرا ربا حرام و غش در معامله حرام است؟ چرا خرید و فروش کالاهایی که منفعتی ندارد، حرام است؟ چرا خرید و فروش کالایی که جزئیات، وزن و حدش روشن نیست، حرام است؟ ریشۀ تمام این تجارت‌ها و خرید و فروش‌های حرام، به این آیه بر می‌گردد. این‌ها «أکل مال بالباطل» است، یعنی به ناحق مال دیگری را خوردن است. ما وقتی مالکِ مالی می‌شویم که بر اساس یک چارچوبی ‌باشد. «وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ» خودتان را نکُشید. اگر اقتصاد بیمار شود، آن جامعه به آدم‌کشی، خودکشی و دیگر‌کشی خواهد رسید. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا» حقیقت این است که خداوند نسبت به شما مهربان است. این احکام خداوند، نشانۀ رحمت اوست.

آیۀ 30 : «وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا ۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا»

«وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا» هرکس برود سراغ مال مردم خوردن به باطل و از روی تجاوز و ظلم، «فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا» به زودی ما او را در آتش می‌سوزانیم. «وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا» و این کار بر خداوند آسان است.

آیۀ 31 : «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيمًا»

«إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ»؛ از نظر آیات قرآن و سنت پیامبر و معصومین، گناهان به دو دستۀ کبیره (بزرگ) و صغیره (کوچک) تقسیم می‌شوند. یک فرمول برای شناخت آن، این است: گناهانی که در قرآن وعدۀ عذاب و جهنم برایشان آمده، گناهان کبیره است. این آیه نوید و بشارتی را می‌دهد: مسلمانان! اگر از گناهان کبیره اجتناب کنید، خداوند گناهان صغیره را بر شما می‌بخشد. «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ» اگر اجتناب کنید از گناهان بزرگی که نهی شده‌اید از آن‌ها. «نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ» می‌پوشانیم گناهان شما را، «وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيمًا» و شما را وارد یک قرارگاه، پایگاه و یک جایگاه باارزش می‌کنیم.

آیۀ 32 : «وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۚ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا ۖ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ۚ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا»

«وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» یکی از مشکلاتی که در بین انسان‌ها، خانواده‌ها و زن و شوهر‌ها وجود دارد این است که حسرت همدیگر را می‌خورند. یکی حسرت مرد بودن را می‌خورد و می‌گوید: ای کاش من مرد بودم!، یکی حسرت می‌خورد که ای کاش من زن بودم!، ای کاش من ثروتمند بودم!، ای کاش من مدیر کل بودم!، ای کاش… من چه موفقیتی…

این‌ موارد تقسیم شده است. تحرک و فعالیت داشته باشید و به خداوند توکل کنید. به حال و دارایی دیگران حسرت نخورید و حسادت نورزید. «وَلَا تَتَمَنَّوْا» حسادت نورزید، آرزو نکنید، حسرت نخورید. چه حسرتی را نخوریم؟ «مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ» آنچه که خداوند برتری قرار داده است. خداوند ما را بر اساس حکمت متفاوت قرار داده است. «بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» بعضی از شما را بر بعضی دیگر برتری داده است.

اما قانون خداوند این است که «لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا» مردان کار می‌کنند، نتیجه‌ای که کسب می‌کنند، درآمدی که به دست می‌آورند، برای خودشان است. «وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ» کاری که زنان انجام می‌دهند، درآمدشان برای خودشان است و مالکیت دارند. هم زنان و هم مردان مالکیت دارند. حالا ما به جای حسرت خوردن و حسادت ورزیدن چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ «وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ» رو کنید به آسمان و از لطف خدا تمنا کنید. خدا هم مهربان است و هر چه مصلحت شما باشد را عطا می‌کند. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا» خداوند به هر چیزی داناست. آگاه است.

آیۀ 33 : «وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ ۚ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا»

یک قانون دیگر:

«وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ» همۀ زنان و همۀ مردان وارثانی هستند. ما که خدا هستیم، زنان را و مردان را میراث‌بر و وارث قرار دادیم. «مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ» از آنچه که پدر و مادر به جا گذاشته‌اند. فرض کنید که پدر و مادری از دنیا رفته‌اند، و زمین، خانه یا ارثی از خود به جاگذاشته‌اند، هم مردان و هم زنان ارث می‌برند، «وَالْأَقْرَبُونَ» و فامیل‌ها از دنیا رفته‌اند، چیزی بر جاگذاشته‌اند، ماترکی دارند، هم مردان و هم زنان از آن‌ها ارث می‌برند. «وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ» و کسانی که با آن‌ها پیمان بسته‌اید مانند زن و شوهر؛ زن از شوهر و شوهر از زن ارث می‌برد. «فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ» نصیب هر کسی -یعنی ارث‌برها- را به او بدهید.

مثلاً در زمان جاهلیت اینطور بوده که خانم‌ها را از ارث محروم می‌کردند. چنین اقداماتی الان هم وجود دارد؛ مثلاً یک پدری از دنیا رفته، ارث او را به برادر‌ها می‌دهند، ولی خواهر‌ها را محروم می‌کنند، با وجود اینکه مسلمان هم هستند. نباید اینگونه باشد. خداوند فرموده است: اگر کسی ارث می‌برد، ارث او را بپردازید.

«إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا»، یکی از رازهای تربیت مؤمنان توجه به علم خداوند است. خداوند به هر چیزی آگاه است.

در تقسیم ارث اجحاف و ظلم نکنید. حق هر کسی را به اندازه بدهید و حسرت دارایی دیگران را نخورید. به خدا و تفضل او امید ببندید.

(صفحه 83 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 82 قرآن کریم

ازدواج موقت (صفحه 82 قرآن کریم)

شرح صفحه 82 قرآن کریم، سوره نساء آیات 26-24 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.


دانلود فایل صوتی(صفحه 82 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن کریم سفرۀ پهناور و پر برکت پروردگار…

در صفحۀ قبل دربارۀ زنانی که ازدواج با آن‌ها حرام و ممنوع است، خواندیم.

ولی همچنان یک مورد مانده است:

سوره نساءصفحۀ 82 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 26-24

آیۀ 24 : «وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا»

«وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ» و زنان شوهردار، ازدواج با آن‌ها ممنوع و حرام است. «إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ» مگر زنانی که در بین کفّار بودند، به جنگ مسلمان‌ها آمدند و اسیر شدند. این زنان یا با تدابیری باید به شهرهایشان بازگردانده شوند و یا اگر اسیر هستند، از آنجایی که خود اسارت طلاق حساب می‌شود، باید عده نگه دارند و بعد ازدواج کنند، و یا به بی‌بند و باری کشیده شوند.

زنانی از مشرکان که به اسارت گرفته می‌شوند، به جنگ با مسلمان‌ها آمده‌ بودند و نابودی آنان را می‌خواستند. خود اسارت، یک نوع طلاق و جدایی از همسرانشان حساب ‌می‌شود. ازدواج با این زنان هم ایرادی ندارد. «كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ» این‌ها نوشته‌های خدا بر شماست، «وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ» -به جز کسانی را که در صفحۀ ۸۱ ذکر کردیم- بقیۀ زنان برای ازدواج با شما، حلال هستند. «أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ» که با دارایی‌تان آن‌ها را به ازدواج و نکاح خود درآورید. «مُحْصِنِينَ» ای مردان! باید پاکدامن باشید. باید نیتتان در این ارتباط، پاکی باشد. «غَيْرَ مُسَافِحِينَ» قصد آلوده دامنی نباید داشته باشید. تأکیدی است بر «مُحْصِنِينَ»، نباید قصد زنا و رابطۀ نامشروع باشد…

از اینجا به بعد وارد قصۀ ازدواج موقت یا مُتعه می‌شود. ممکن است کسی دربارۀ ازدواج موقت در قرآن کریم بپرسد، اینکه در چه قسمتی از قرآن است؟ به قرآن‌هایی که در دست ما است، دربارۀ مُتعه یا ازدواج موقت در صفحۀ ۸۲ سورۀ نساء آیۀ ۲۴ مطالبی را بیان کرده است.

خداوند، در وجود زن و مرد، دختر و پسر غریزه‌ای را قرار داده و برای آن‌ها ازدواج را لازم دانسته است. ولی افراد و جوانان زیادی هستند که امکان ازدواج دائم برای آن‌ها فراهم نیست، مثلاً الان تحصیل می‌کنند، یا در مسافرت هستند، یا مأموریت‌ها و یا مشکلاتی دارند، نمی‌توانند ازدواج دائم کنند.

چند گزینه پیش روی آن‌ها وجود دارد: اول اینکه آن غریزه را سرکوب کنند. دوم اینکه وارد ماجرای بی‌بند و باری شوند؛ به هر شکلی که امکان پذیر است حتی همانگونه که در جهان آزاد غرب وجود دارد. و سوم اینکه امام صادق علیه السلام فرمودند: «ازدواج موقت در قرآن سند و در سنت پیغمبر جایگاه دارد».

در این موارد، پیشنهاد اسلام «ازدواج موقت» است.

ممکن است کسانی بگویند: حاج آقا! این ازدواج موقت با فحشاء چه فرقی دارند؟ این دو که خیلی به هم شبیه هستند!

نه…، از زمین تا آسمان با هم فرق دارند. ازدواج موقت ضوابط دارد: «یک» مرد با «یک» زن تا پایان مدت مشخص شده، با هم هستند. پس از جدا شدن، زن باید عده نگه دارد. حداقل ۴۵ روز باید فاصله باشد. اگر فرزندی در ازدواج موقت به وجود آید، باید مورد حمایت باشد. ولی در روابط نامشروع اینگونه نیست، فرزندها را سر کوچه‌ها می‌گذارند! ازدواج موقت «قداست» دارد و برای «هوسرانی» نیست، بلکه برای سلامت انسان‌ها و معنویت جوان‌هاست. این پیشنهادی است که خداوند خود در قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در سنت آورده است.

می‌فرماید: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ» اگر مُتعه کردید باکسی، «مِنْهُنَّ» با یکی از زنان، «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» مهریۀ آن‌ها را واجب است که پرداخت کنید. همان مهریه‌ای که قرار گذاشتید و تفاهم کردید. «وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ» البته بعد از تعیین مهریه –بنا به خواست شما می‌تواند کمتر یا بیشتر هم شود و زمان که آن را طولانی‌تر و یا کوتاه‌تر هم کنید، ایرادی ندارد؛ به شرط اینکه تفاهم کنید، «تَرَاضَي» باشد، یعنی دو طرف راضی باشند. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا» حقیقت این است که خداوند، دانای حکیم است.

آیۀ 25 : «وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ۚ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ ۚ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ ۚ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ ۚ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ۚ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ ۚ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»

«وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ» اگر در بین شما کسی وجود دارد که توانایی ازدواج با زنان مؤمنه و پاکدامن را ندارد، امکاناتش را ندارد، او باید چه کاری انجام دهد؟ «فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ» از همان زنانی که در جنگ به اسارت گرفته ولی الان مسلمان شده‌اند، «مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ» منظور زن اسیر شدۀ کافر و یا اسیر شدۀ مشرک نیست، بلکه با زنانی که ایمان آورده و مسلمان شده‌اند، ازدواج کند. «وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ» چطور ایمان آن‌ها را تشخیص بدهیم؟ البته به همان ظاهر و همان اندازه که ایمان را اظهار می‌کنند، کفایت می‌کند. «بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ» شما بعضی‌ها از بعضی دیگر هستید. کنیزها را دست کم نگیرید. مادر بعضی از ائمۀ ما نیز با اینکه کنیز بودند ولی صاحب کمالات و با معنویت بوده‌اند.

«فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ» البته کنیز مالک دارد، باید با اجازۀ مالک او این کار انجام شود. «وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» به شکل شایسته‌ای مهریۀ آن‌ها به خود آن‌ها -و نه به مالک آن‌ها- باید پرداخت شود. «مُحْصَنَاتٍ» این رابطه باید با پاکدامنی همراه باشد. «غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ» نباید ارتباطات آلوده، غلط و غیرشرعی باشد. «وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ»، «أَخْدَان» یعنی دوست پسر، دوست دختر؛ الان در دنیا مرسوم است که بعضی از زنان با مردان رفاقت دارند و بالعکس. قرآن در موارد مختلفی، این کار را ممنوع اعلام کرده است. «مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ» یعنی قرآن، دوست‌گیری، رفیق‌بازی و رابطۀ جنسی با رفاقت را ممنوع کرده است. آنچه که قرآن اجازه می‌دهد، ازدواج –هر دو نوع دائم و موقت– است که بدون آن، روابط نامشروع و آلوده، حرام خواهد بود.

«فَإِذَا أُحْصِنَّ» حالا اگر با یک بانوی پاکدامنی که کنیز هم است، ازدواج کرده باشد، «فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ» اگر این خانم کار زشتی (فاحشه‌ای) را انجام داد، رابطۀ نامشروع با مرد دیگری برقرار کرد، «فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ» نصف مجازاتی که اگر زن آزادی این تخلف را انجام می‌داد برایش در نظر می‌گرفتند، باید برای این خانم در نظر بگیرند. «ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ» این پیشنهاد – ازدواج با کنیزان- کنید، برای کسانی است که بسیار طاقت‌فرساست مجرد بودن. اما اگر طاقت‌فرسا نیست، صبوری کنند. «وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ» اگر تا حدودی حوصله و صبوری کنید، بهتر است برای شما. «وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» و خداوند آمرزندۀ مهربان است.

آیۀ 26 : «يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»

«يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ» خداوند اراده فرموده، توضیح بدهد برای شما احکام را، «وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» و سنت‌های قبل از شما را برای شما راهنمایی کند، «وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ» و رحمتش را به شما برگرداند، «وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» و خداوند دانای حکیم است.

این احکام –مانند ارث– شامل ظرایفی، فلسفه‌ها و مصالحی است که ریشۀ عالمانه و حکیمانه دارند.

بیاییم به خواست خالق، تن بدهیم و از او اطاعت کنیم…

(صفحه 82 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 81 قرآن کریم

 زنانی که ازدواج با آن‌ها حرام است (صفحه 81 قرآن کریم)

شرح صفحه 81 قرآن کریم، سوره نساء آیات 23-20 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی (شرح صفحه 81 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

این صفحه دربارۀ احکام ازدواج است. شاید بیش از ۶۰۰ آیه از آیات قرآن کریم دربارۀ نظام خانواده است که خداوند برای خوشبختی ما درس‌هایی در آن‌ها قرار داده است.

می‌فرماید:

سوره نساءصفحۀ 81 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 23-20

آیۀ 20 : «وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا ۚ أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا»

«وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ» و اگر تصمیم گرفتید همسری را جایگزین همسر خودتان کنید، «وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنْطَارًا» به همسر اول هم مهریۀ زیادی داده‌اید، یا قول آن را به او داده‌اید و یا اساساً پرداخت کرده‌اید…

در زمان جاهلیت اینگونه مرسوم بوده که پس از تعیین مهریه و ازدواج، مهریه را به بهانه‌های مختلف نمی‌پرداختند. و یا اگر می‌خواستند که همسر دیگری بگیرند، همسرشان را تحت فشار قرار می‌دادند تا یا از حق خود بگذرد و یا اگر مهریه را گرفته است، پس بدهد. این آیه، همۀ این اقدامات را نهی می‌کند. اگر تصمیم گرفتید که همسری به جای همسر اول بیاورید، باید تمام مهریه را پرداخت کنید. «فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئًا» چیزی را نباید از او پس بگیرید. «أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا» می‌خواهید پولی را بگیرید با بهانۀ تهمت زدن، با گناه آشکار؟! حق ندارید چنین کاری بکنید. نباید با ابزار تهمت، درآمدی کسب کنید.

آیۀ 21 : «وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَىٰ بَعْضُكُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا»

«وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ» شما چطور می‌خواهید این پول را بگیرید؟ «وَقَدْ أَفْضَىٰ بَعْضُكُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ» شما همبستر شدید، مدت زیادی رابطۀ عاشقانه و صمیمانه داشته‌اید…؛ خداوند ناظر بر بندگانش است. چطور می‌خواهید ناجوانمردی کنید؟ حالا که به هر دلیلی قصد جدایی دارید، باید مهریه پرداخت شود و نباید در پرداخت آن کوتاهی، نیرنگ و تهمتی زده شود. این رفتار همانطور که در روزگار قدیم و جاهلیت بوده، الان نیز وجود دارد. «وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا» علاوه بر این، زنان از شما تعهد سختی گرفتند. عقد ازدواج و نکاح خود یک تعهدی است که ما در آن خدا را شاهد گرفته‌ایم. در روز قیامت باید به آن تعهد، پاسخ داد.

از اینجا تا پایان این صفحه، ازدواج‌های حرام بیان می‌شود؛ یعنی زنانی که در اسلام ازدواج با آن‌ها حرام است. متأسفانه در فرهنگ غرب، یعنی اروپا و آمریکا این‌ نوع ازدواج‌ها مرسوم و حتی در بعضی از کشورها روابط با اعضای خانواده، قانونی است. اما خدای اسلام در قرآن کریم آن‌ها را ممنوع کرده است.

انواع ازدواج با زنانی که حرام است:

آیۀ 22 : «وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا»

«وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ» اجازه ندارید با همسر پدرانتان، یعنی زنِ پدر، ازدواج کنید. در جاهلیت مرسوم بوده که پدری که با یک همسر دیگری زندگی می‌کرده، هنگامی که از دنیا می‌رفت، پسر او با زنِ پدر خود –زنی غیر از مادرش- ازدواج می‌کرد. اسلام این ازدواج را ممنوع کرد. «إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ» مگر اینکه قبل از نزول این حکم، کسی این کار را کرده باشد که ایرادی ندارد. «إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً» این کار زشت، «وَمَقْتًا» و تنفر آمیز «وَسَاءَ سَبِيلًا» و مسیر نادرستی است.

آیۀ 23 : «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا»

«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ» حرام است بر شما ازدواج با مادرانتان. «وَبَنَاتُكُمْ» و ازدواج با دخترانتان، «وَأَخَوَاتُكُمْ» و ازدواج با خواهرانتان، «وَعَمَّاتُكُمْ» و ازدواج با عمه‌هایتان، «وَخَالَاتُكُمْ» و ازدواج با خاله‌هایتان، «وَبَنَاتُ الْأَخِ» و ازدواج با دخترِ برادر حرام است، «وَبَنَاتُ الْأُخْتِ» و ازدواج با دخترِ خواهر، «وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ» و مادرانی که به شما شیر داده‌اند؛ به عبارت دیگر محرمیت از راه شیر دادن حاصل شده که ازدواج با آن‌ها حرام است. «وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ» و خواهران شیری…

هنگامی که یک پسر و یک دختر از یک مادر شیر بخورند، به هم محرم می‌شوند –احکام و جزئیات این مسأله در رسالۀ توضیح المسائل بیان شده است–.

«وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ» ازدواج با مادرزن ممنوع و حرام است، «وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ» با دختران همسر؛ فرض کنید یک خانمی که دختر و پسری نیز دارد، با آقایی ازدواج کند. این آقا نمی‌تواند با دختر همسر خود، به شرط اینکه آمیزش کرده باشند، ازدواج کند. اما اگر ازدواج کامل صورت نگرفته باشد و تنها محرم شده باشند، ایرادی ندارد. «اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ» آن زنانی که شما با آن‌ها زناشویی داشتید، «فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ» اما اگر زناشویی نداشته‌اید، «فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ» ایرادی ندارد. «وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُم» و دخترانِ پسران شما که از صلب شما هستند، ازدواج با آن‌ها ممنوع است. «وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ» و ازدواج همزمان با دو خواهر هم در اسلام ممنوع و حرام است. «إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ» مگر قبل از اینکه این قانون از آسمان برسد، کسی این کار را کرده باشد، که بخشیده است. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا» خداوند آموزندۀ مهربان است.

این احکامی است که از جانب آفریدگار آمده است. سعادت ما، در سایۀ اطاعت و پیروی از خداست.

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 80 قرآن کریم

کیفر زنان بدکار و توبه آنان (شرح صفحه 80 قرآن کریم)

شرح صفحه 80 قرآن کریم، سوره نساء آیات 19-15 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

سورۀ نساء، سورۀ «خانواده و زنان» است.

می‌فرماید:

سوره نساءصفحۀ 80

سورۀ مبارکه نساء

آیات 19-15

آیۀ 15 : «وَاللَّاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىٰ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا»

«وَاللَّاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِكُمْ»؛ کلمۀ «فاحشه» در قرآن یعنی کار بسیار زشت و برای زنا و لواط به کار رفته است. و زنانی که مرتکب فاحشه شدند، کار بسیار زشت انجام دادند از زنان شما، تکلیف شما این است: «فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ» باید پیدا کنید چهار شاهدِ مسلمان از بین خودتان. «فَإِنْ شَهِدُوا» اگر چهار شاهد پیدا شدند و گواهی دادند که این زن، این جرم را مرتکب شده، «فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ» باید بازداشتش کنید، حبس کنید این زن را در خانۀ خودتان، «حَتَّىٰ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ» تا اینکه زمان مرگش برسد. این کیفر او است. «أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا» یا صبر کنیم شاید خداوند یک دستور دیگری بدهد. در بعضی از قسمت‌های قرآن، برای زنی با زنای محصنه –یعنی زنی که با داشتن شوهر، زنا کرده است– دستور اعدام آمده است.

حال اگر مجردها مرتکب این گناه شوند، کیفر و جرمشان چیست؟

آیۀ 16 : «وَاللَّذَانِ يَأْتِيَانِهَا مِنْكُمْ فَآذُوهُمَا ۖ فَإِنْ تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُوا عَنْهُمَا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ تَوَّابًا رَحِيمًا»

«وَاللَّذَانِ يَأْتِيَانِهَا مِنْكُمْ فَآذُوهُمَا» اگر بی‌همسران مرتکب زنا شوند، مرد یا زن،«فَآذُوهُمَا»  مجازات کنید آن دو را، «فَإِنْ تَابَا» حالا اگر قبل از ثابت شدن، آن‌ها توبه کردند، «وَأَصْلَحَا» و بدی‌هایشان را هم جبران کردند، هنوز هم پرونده‌ای تشکیل نشده است، تنها حرفش بر سر زبان‌ها افتاده و آن‌ها هم جبران کرده‌اند، «فَأَعْرِضُوا عَنْهُمَا» صرف نظر کنید از آن‌ها. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ تَوَّابًا رَحِيمًا» حقیقت این است که خداوند، توبه پذیر مهربان است. یعنی اسلام دوست ندارد این کارهای زشت همه جایی، همگانی و سر زبان‌ها بیافتد. در این صورت فساد آن بیشتر است!

آیۀ 17 : «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَٰئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا»

«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ» پذیرفتن توبه بر خدا است. یعنی خداوند، برای خودش برنامه ریخته که توبۀ توبه‌کنندگان را قبول کند. البته از کسانی که «بِجَهَالَةٍ» از روی نادانی گناهی را انجام داده‌اند؛ نادانی «از روی بی‌اطلاعی» نیست، بلکه به معنای «غریزه به او فشار آورده» است و در شرایطی قرار گرفته که الان هم پشیمان است. او اسلام و احکام را قبول دارد. علیرغم اینکه می‌دانسته این کار گناه است، ولی از روی جهالتی که به معنای «نادانی و سرکشی» است، این کار را انجام داده و الان هم پشیمان است. یک چنین توبه‌ای قبول می‌شود. اما اگر کسی طغیان کرده و می‌گوید اسلام ‌چیست؟ حرام و حلال چیست؟ توبۀ چنین فردی قبول نیست…

«ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ» یک شرط دیگر هم دارد و آن این است که زود توبه کند. نگذارد که گناهش قدیمی ‌شود و رسوبات کثیف گناه بر جان او بنشیند. «فَأُولَٰئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ» چنین کسانی هستند که خداوند رحمتش را بر آن‌ها برمی‌گرداند. «وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» و خداوند دانای حکیم است. اینکه کجا توبه را قبول کند و کجا قبول نکند، بر اساس علم و حکمت است.

آیۀ 18 : «وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّىٰ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ ۚ أُولَٰئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا»

«وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّىٰ إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ» این توبه قبول نیست که یک کسی در لحظۀ جان دادن، بخواهد از گناهانش توبه کند. یعنی اختیاری نداشته باشد و از روی اجبار توبه کند. مانند کسی که چوبه و طنابِ دار را می‌بیند، آنگاه گریه و توبه می‌کند که البته فایده‌ای هم ندارد. «قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ» نشانه‌های مرگ را که می‌بیند، می‌گوید: الان توبه کردم. توبۀ الان بی فایده است و هنگامی پذیرفته خواهد شد که شخص با اختیار توبه کرده باشد. «وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ» حتی کسانی که توبه کرده‌اند، اما در حال کفر می‌میرند، توبۀ آن‌ها هم بی‌فایده است.

ما باید این جهان را با ایمان ترک کنیم. با التماس به خداوند، از او بخواهیم که عاقبت‌بخیری را به ما عطا کند. اگر فردی در دوران عمرش خوب بوده و حتی توبه هم کرده باشد، ولی در هنگام جان دادن، با کفر جان دهد، توبۀ او پذیرفته نخواهد بود. «أُولَٰئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا» اینان آماده کرده‌ایم برایشان، عذابی دردناک را.

دوباره موضوع به یک مسئلۀ خانوادگی که در زمان جاهلیت بوده است، برمی‌گردد. البته گاهی الان هم این رسم وجود دارد.

می‌فرماید:

آیۀ 19 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا ۖ وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ۚ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا »

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید، «لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا» حلال و جایز نیست برای شما که زنان را تحت فشار قرار بدهید که یک مبالغی به شما بدهند. نه…! این جایز نیست. «وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ» جایز نیست زنان را در یک حالتی قرار بدهید که حتی پول‌هایی –مهریه و یا هدیه– که به ایشان داده‌اید را پس بگیرید! و آن‌ها را در حالت بلاتکلیفی –یعنی نه به زندگی با ایشان ادامه و نه طلاق می‌دهید– می‌گذارید. اسلام به چنین امری راضی نیست، چرا که کاری جاهلانه است.

«إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ» مگر یک کار بسیار زشت آشکاری از او سر زده باشد. در این مورد شما اختیار دارید که مهریه به او ندهید و یا پول‌هایی که داده‌اید را پس بگیرید. «وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»، ولی در مجموع خداوند به شما فرمان می‌دهد که با زنانتان، با همسرانتان به طور پسندیده معاشرت کنید. «فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ» اگر یک بد اخلاقی‌هایی از زنانتان می‌بینید، زود اقدام به طلاق و جدایی نکنید، دعوا راه نیندازید. «فَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا» چه بسا چیزهایی را شما در زندگی ناخوش می‌دارید، «وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا» و اما خداوند در همان چیز، خیر زیادی قرار داده است.

شاید یک مثال آن در خانواده‌های صاحب فرزند، باشد. اگر در آن خانواده‌ها طلاق صورت بگیرد، تکلیف این پسر یا دختر چه می‌شود؟ اما اگر الان صبوری به خرج بدهید، مدارا و نرمی کنید، سرنوشت این بچه‌ها سامان پیدا می‌کند و یک نسل صالحی از شما به جا می‌ماند. به این‌ مسائل هم فکر کنید و شتابزده عمل نکنید. (شرح صفحه 80 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 79 قرآن کریم

ادامۀ احکام ارث (شرح صفحه 79 قرآن کریم)

شرح صفحه 79 قرآن کریم، سوره نساء آیات 14-12 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی (صفحه 79 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

سورۀ نساء، سورۀ «زنان و خانواده» است. بخشی از مسائل خانواده، مسائل مالی مثل مهریه، نفقه و ارث است. مسائل مالی خیلی مهم است و در روابط عاطفی هم تأثیر ‌می‌گذارد. این صفحه در ادامۀ صفحۀ قبل به دنبال «سهام ارث» است.

اولین آیه، ارث زن و شوهر از یکدیگر است.

سوره نساءصفحۀ 79 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 14-12

آیۀ 12 : «وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ ۚ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ ۚ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ ۚ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ ۗ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلَالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ ۚ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَٰلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَىٰ بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ ۚ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ»

«وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ» برای شما مردان، نصف آنچه از همسرتان که از دنیا رفته و به جا گذاشته است، به شما ‌می‌رسد، اگر فرزندی –حتی از یک همسر دیگر– نداشته باشد. وقتی زنی، فرزند نداشته باشد، نصف دارایی‌ او به شوهرش می‌رسد. «فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ» اما اگر صاحب فرزند –حتی از شوهر دیگر– است یک چهارم –از دارایی زن– به شما ‌می‌رسد. «مِمَّا تَرَكْنَ» از آنچه به جا گذاشته است. «مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ»، همه بدانند تقسیم ارث، بعد از اجرای وصیت و بعد از پرداخت بدهکاری‌ها است. ناگهان ارث تقسیم نشود و بدهکاری‌ها روی دست همه بماند. این نشانۀ اهمیت حقوق دیگران است. «وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ»، حالا یک مردی از دنیا رفته، یک چهارم دارایی او به خانمش می‌رسد، «إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ» اگر شما فرزند نداشته باشید، حتی از همسر دیگر. «فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ» اما اگر فرزند دارید، حتی اگر از یک همسر دیگر، یک هشتم دارایی شما به خانم می‌رسد. باز تکیه ‌می‌کند: «مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ» بعد از وصیتی که شما کردید. باید به آن وصیت عمل، بدهکاری‌های شما هم پرداخت شود و بعد یک هشتم به همسر شما ‌می‌رسد.

«وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلَالَةً» اگر مردی از دنیا رفته یا زنی از دنیا رفته، از او به جای مانده «كَلَالَةً»، «كَلَالَة» یعنی خواهر یا برادر. در اینجا فقیه‌های ما ‌می‌فرمایند: منظور آن حالتی است که شخص از دنیا رفته، هم فرزند و هم پدر و مادر ندارد، اما خواهر و برادر دارد. اصطلاحاً خواهر و برادر در ارث، دایرۀ دوم هستند. دایرۀ اول، همسر، فرزند، پدر و مادر است. «أَوِ امْرَأَةٌ» یا یک زنی است که «وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ» برادر و خواهر دارد، «فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ» برای خواهر و برادر هر کدام یک ششم است. «فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَٰلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ» اما اگر بیش از یک خواهر و برادر بودند، مثلاً 5–6 تا خواهر و برادر هستند، آن‌ها به طور مساوی، دو سوم از ارث را، ارث می‌برند. البته فراموش نکنید «مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَىٰ بِهَا أَوْ دَيْنٍ» بعد از اینکه به وصیتی که نوشته شده، عمل و بدهکاری‌ها پرداخت شد، باید این تقسیم‌ها صورت بگیرد. «غَيْرَ مُضَارٍّ ۚ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ»، ضمناً یک هشدار! نباید کسی برای ضرر رساندن، وصیت کند. مثلاً وصیتش به گونه‌ای باشد که کسی را از بهرۀ ارث محروم کند. ما از این شکل وصیت کردن، نهی شده‌ایم. وصیت باید حکیمانه و برای منظور مهمی باشد. برای اضرار نباشد.

«وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ» و خداوند دانای بردبار است. تماشا ‌می‌کند که بندگانش چطور عمل ‌می‌کنند…

آیۀ 13 : «تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»

«تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ» این‌ها قوانین خدا است. آن‌ها را دست کم نگیرید. «وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ» هرکس از خدا و رسول او، فرمانبری کند. تسلیم باشد، اطاعت کند، «يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» خداوند او را به بهشت‌هایی که از زیر درختانش نهرها جاری است وارد ‌می‌سازد، «خَالِدِينَ فِيهَا» و برای همیشه‌ها در آن بهشت‌ها خواهد بود «وَذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» این است یک موفقیت بزرگ…

آیۀ 14 : «وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ»

«وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ» و هر کس نافرمانی کند از خدا و رسول او، «وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ» و از مرزها و قوانین خدا تجاوز کند، «يُدْخِلْهُ نَارًا» خداوند او را وارد آتش ‌می‌کند. چگونه آتشی؟ «خَالِدًا فِيهَا» برای همیشه‌ها، «وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ» و برای او عذابی خوارکننده است.

به قوانین و مرزهای خداوند، احترام بگذاریم.

خیر خواهیم دید…

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

 

شرح صفحه 75 قرآن کریم

آیاتی که پیامبر هر شب میخواندند(شرح صفحه 75 قرآن کریم)

شرح صفحه 75 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 194-187 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی (صفحه 75 قرآن)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

سوره آل عمرانصفحۀ 75 قرآن کریم

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 194-187

این صفحه، با این آیه شروع می‌شود:

آیۀ 187 : «وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ»

«وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ» و یاد کنید آنگاه که خداوند پیمان گرفت، پیمانی محکم، از کسانی که به آن‌ها کتاب داده شده است. چه پیمانی گرفت؟ «لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ» تا حقایق این کتاب را برای مردم بیان کنند، توضیح دهند، «وَلَا تَكْتُمُونَهُ» کتمان نکنند، پنهان نکنند. اما دانشمندان یهودی و مسیحی که چنین پیمانی داده بودند، چه کردند؟ «فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ» آن پیمان را پشت سر انداختند. معمولاً اگر کسی به چیزی اعتقاد داشته باشد، آن را مقابل خود می‌گذارد، با تکرار می‌خواند، توجه می‌کند، اما اگر آن را نخواهد، پشت سر می‌اندازد. «فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ» پشت سرشان انداختند، بی‌اعتنایی کردند. «وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا» چرا این کار را انجام دادند؟ به خاطر دنیا طلبی! این‌ها کتاب خدا را به مبلغ خیلی کمی فروختند، معارف و حقایق الهی را به مبلغ خیلی اندکی فروختند. «فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ» چه چیز بدی خریداری کردند! داد و ستدی خسارت بار انجام دادند.

از این آیه معلوم می‌شود که مسئولیت دانشمندان و عالمان دین خیلی زیاد است. امام حسین علیه السلام فرموده‌اند: «وظیفۀ دانشمندان این است که علم خودشان را اعلام و اظهار کنند تا مردم به اشتباه نیافتند».

آیۀ 188 : «لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»

در جلسات قبل هم گفتیم که «تَحسَبَنَّ» یعنی یک دید غلط، فکر غلط. «لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا» مپندارید کسانی که شادمانی می‌کنند به آنچه دارند -به دارایی، نیروی انسانی و موفقیت‌های خودشان، و حتی اگر هم راه را اشتباه بروند، باز هم خوشحالی می‌کنند؛ نه…! این پندار غلط است. «وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا» کسانی که کارهای زشت انجام می‌دهند، خدمتی انجام نداده‌اند، اما دوست می‌دارند به خاطر آن کاری که انجام نداده‌اند، ستایش شوند!

کسانی وجود دارند که از عملکرد بد خود، شرمنده هستند. ولی کسانی نیز هستند که با وجود عملکرد بدشان، باز هم بستانکار هستند. می‌گویند باید از ما تعریف کنید، ما انقلاب کردیم، ما کارهای زیادی انجام دادیم… «وَيُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا» دوست دارند ستایش شوند به خاطر کاری که انجام نداده‌اند. آدم پرتوقع، به جای شرمساری و عذرخواهی، توقع دارد که دیگران از او تعریف کنند. این «انسان شناسی» در قرآن است.

«فَلَا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِنَ الْعَذَابِ» گمان نکنید چنین کسانی نجات پیدا می‌کنند از عذاب، «وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» و برای اینان عذابی دردناک است.

آیۀ 189 : «وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

«وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» دارایی آسمان‌ها و زمین از آن خداست. مالک جهان هستی خدا است. «وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و خداوند بر هر چیزی، بر هر کاری تواناست.

از آیه ۱۹۰ تا آیه ۱۹۵، مجموعه آیاتی است که در احادیثِ ما به عنوان «یک بسته» از آن یاد شده است.

از همسرِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند که جالب‌ترین خاطره‌ای که از ایشان سراغ دارید، کدام خاطره است؟ او گفت:«همۀ زندگانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شگفت آور و جالب بوده است. ولی اگر بخواهم یک مورد از آن‌ها را سوا کنم، آن شبی است که برای شب زنده‌داری، عبادت و مناجات، در نیمه شب از خواب برخاست و وضو گرفت. ایشان را دیدم که مثل ابر بهاری گریه می‌کند و آیات ۱۹۰ تا ۱۹۵ سورۀ آل‌عمران را می‌خواند».

همچنین فردی از یارانِ خاص امیرالمؤمنین علیه السلام گفته است که شبی، کار در استانداری ادامه پیدا کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام و همچنین اصحاب، آن شب را به خانه نرفتند و تا دیر وقت کار کردند. هر کسی برای استراحت خود، به گوشه‌ای رفت. حضرت در حیاط استانداری قدم می‌زدند، این آیات را ‌می‌خواندند و اشک می‌ریختند.

به ما هم توصیه شده که اگر شب هنگام، برای شب زنده‌داری از خواب برخاستیم، این پنج آیه را بخوانیم. همۀ آیات قرآن نور، شفا و هدایت هستند. ولی بعضی از آیات مانند بعضی از ستاره‌ها، درخشش بیشتری دارند.

با هم این آیه‌ها را بررسی می‌کنیم؛

می‌‌فرماید:

آیۀ 190 : «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ»

«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» حقیقت این است که در آفرینش آسمان‌ها و زمین، «وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ» و آمد و رفت شب و روز، «لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ» نشانه‌هایی است برای خردمندان.

«لُبِّ» یعنی «مغز». بعضی از میوه‌ها مثل گردو و بادام مغز دارند، ولی بعضی از آن‌ها هم پوک و پوچ است. آدم‌ها هم بعضی مغزدار و بعضی دیگر پوک و پوچ هستند.

«أُولِي الْأَلْبَابِ» یعنی «خردمندان». خردمندان چه کسانی هستند؟

آیۀ 191 : «الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»

«الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ» آنان که پیوسته خدا را یاد می‌کنند در حال ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده. ذکر خدا را ترک نمی‌کنند. آنان علاوه بر ذکر، فکر هم دارند. «وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» و می‌اندیشند در آفرینش جهان هستی، آسمان‌ها و زمین. نتیجۀ این ذکر و این فکر این می‌شود که «رَبَّنَا» پروردگارا! «مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا» نیافریدی این جهان را عبث و باطل، «سُبْحَانَكَ» تو منزه هستی، «فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»، حالا که این جهان و آفرینش انسان هدفمند است، پروردگارا! مرا از آتش برهان.

آیۀ 192 : «رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ»

«رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ» پروردگارا! همانا تو کسانی را که به آتش انداختی، آن‌ها را خوار و رسوا کرده‌ای. «وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ» و برای ستمگران، یار و یاوری نیست.

آیۀ 193 : «رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ»

«رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا» پروردگارا! به حقیقت ما شنیدیم آن ندا دهنده‌ای را که ندا می‌داد و دعوت می‌کرد همه را به ایمان، شنیدیم، او می‌گفت: ایمان بیاورید به پروردگارتان، ما هم ایمان آوردیم. «رَبَّنَا» پروردگارا! اما در طی زندگیمان کوتاهی، اشتباه و گناه زیاد داریم، «فَاغْفِرْ لَنَا» بیامرز برای ما گناهانمان را، «وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا» و بپوشان بدی‌های ما را، «وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ» و ما را با خوبان بمیران…

آیۀ 194 : «رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ»

«رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ» پروردگارا! آنچه را که به پیامبرانت وعده فرمودی، به ما هم عنایت فرما. «وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ» روز قیامت ما را رسوا و خوار نکن، «إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ» پروردگارا! تو به وعده‌هایت عمل می‌کنی و خلف وعده نداری.

مجموعۀ این آیات، مجموعه‌ای از نیایش‌های پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امامان و صالحان علیهم السلام است. این مجموعه را حفظ کنیم. بچه‌هایمان را هم به حفظ آن تشویق کنیم. این آیات را با خدای خود، در خلوت‌ها و در قنوت نمازها، تکرار کنیم… (صفحه 75 قرآن)

خدانگهدار شما…

جلسه بعد